تبليغاتX
نگار صبح
 
No Image
فاطمیه پيوند ثابت

فاطميه آمد و غم هم گريست
انتهاي غم ، خدايا فاطمي است
فاطميه نقد بغض يا علي است
حيدر کرار هم خود فاطمي است
فاطميه قصه غصب فدک
روضه ي امشب ز کوي هاشمي است
فاطميه گريه هاي يک پسر
در ميان کوچه هاي هاشمي است
فاطميه زان زمان آغاز شد
که خدا فرياد کرد مولا ، علي است
فاطميه يک حديث ماندگار
شرح و تفسيري ، بر حق علي است
فاطميه آتش و هيزم ز کين
پشت در جز يک گل پژمرده نيست
فاطميه چادري خاکي شده
در ميان سينه شان ، نه! قلب نيست
فاطميه گريه هاي زينب است
دستها مغروق يارب يارب است
فاطميه يک علي ، يک يا علي
درس آب و کربلا بر زينب است
فاطميه برزخي مستور بود
معرفت از آدمي ، بس دور بود
فاطميه شد سکوت آخرين
بر علي اين بغض يک دستور بود...



نوشته: زمزمه در: یکشنبه یازدهم اردیبهشت 1390 |

 
یاس سپید پيوند ثابت

                        عشق من پائیز آمد مثل پار                       

باز هم، ما باز ماندیم از بهار

احتراق لاله را دیدیم ما

گل دمید و خون نجوشیدیم ما

باید از فقدان گل خونجوش بود

در فراق یاس، مشكی پوش بود

یاس بوی مهربانی می‌دهد

عطر دوران جوانی می‌دهد

یاس‌ها یادآور پروانه‌اند

یاس‌ها پیغمبران خانه‌اند

یاس ما را رو به پاكی می‌برد

رو به عشقی اشتراكی می‌برد

یاس در هر جا نوید آشتی ست

یاس دامان سپید آشتی ست

در شبان ما كه شد خورشید؟ یاس!

بر لبان ما كه می‌خندید؟ یاس!

یاس یك شب را گل ایوان ماست

یاس تنها یك سحر مهمان ماست

بعد روی صبح پرپر می‌شود

راهی شب‌های دیگر می‌شود

یاس مثل عطر پاك نیت است

یاس استنشاق معصومیت است

یاس را آیینه‌ها رو كرده‌اند

یاس را پیغمبران بو كرده‌اند

یاس بوی حوض كوثر می‌دهد

عطر اخلاق پیمبر می‌دهد

حضرت زهرا دلش از یاس بود

دانه‌های اشكش از الماس بود

داغ عطر یاس زهرا زیر ماه

می‌چكانید اشك حیدر را به چاه

عشق محزون علی یاس است و بس

چشم او یك چشمه الماس است و بس

اشك می‌ریزد علی مانند رود

بر تن زهرا " گل یاس كبود "

گریه آری گریه چون ابر چمن

بر كبود یاس و سرخ نسترن

گریه كن حیدر! كه مقصد مشكل است

این جدایی از محمد مشكل است

گریه كن زیرا كه دخت آفتاب

بی خبر باید بخوابد در تراب

این دل یاس است و روی یاسمین

این امانت را امین باش ای زمین

گریه كن زیرا كه كوثر خشك شد

زمزم از این ابر ابتر خشك شد

نیمه شب دزدانه باید در مغاك

ریخت بر روی گل خورشید، خاك

یاس خوشبوی محمد داغ دید

صد فدك زخم از گل این باغ دید

مدفن این ناله غیر از چاه نیست

جز تو كس از قبر او آگاه نیست

گریه بر فرق عدالت كن كه فاق

می‌شود از زهر شمشیر نفاق

گریه بر طشت حسن كن تا سحر

كه پر است از لخته ی خون جگر

گریه كن چون ابر بارانی به چاه

بر حسین تشنه لب در قتلگاه

خاندانت را به غارت می‌برند

دخترانت را اسارت می‌برند

گریه بر بی‌دستی احساس كن!

                 گریه بر طفلان بی عباس كن!                 

باز كن حیدر! تو شط اشك را

تا نگیرد با خجالت مشك را

گریه كن بر آن یتیمانی كه شام

با تو می‌خوردند در اشك مدام

گریه كن چون گریه ی ابر بهار

گریه كن بر روی گل‌های مزار

مثل نوزادانی كه مادر مرده‌اند

مثل طفلانی كه آتش خورده‌اند

گریه كن در زیر تابوت روان

گریه كن بر نسترن‌های جوان

گریه كن زیرا كه گل‌ها دیده‌اند

یاس‌های مهربان كوچیده‌اند

گریه كن زیرا كه شبنم فانی است

هر گلی در معرض ویرانی است

ما سر خود را اسیری می‌بریم

ما جوانی را به پیری می‌بریم

زیر گورستانی از برگ رزان

من بهاری مرده دارم ای خزان

زخم آن گل بر تن من چاك شد

آن بهار مرده در من خاك شد

ای بهار گریه بار نا امید

ای گل مأیوس من! یاس سپید

 


نوشته: زمزمه در: شنبه دهم اردیبهشت 1390 |

 
میلاد امام حسن عسکری (ع) پيوند ثابت

سلام

ببخشید که چند وقتی نبودیم ولی با شروع سال جدید سعی میکنیم بیشتر بنویسیم .

میلاد با سعادت امام حسن عسکری (ع) را به همه ی شما تبریک عرض میکنم

در این روز عزیز و شروع سال جدید حدیثی از امام حسن عسکری (ع) بیان میکنم :      


«أُوصيكُمْ بِتَقْوَى اللّهِ وَ الْوَرَعِ فى دينِكُمْ وَالاِْجْتَهادِ لِلّهِ وَ صِدْقِ الْحَديثِ وَ أَداءِ الأَمانَةِ إِلى مَنِ ائْتَمَنَكُمْ مِنْ بَرٍّ أَوْ فاجِر وَ طُولُ السُّجُودِ وَ حُسْنِ الْجَوارِ. فَبِهذا جاءَ مُحَمَّدٌ(صلى الله عليه وآله وسلم) صَلُّوا فى عَشائِرِهِمْ وَ اشْهَدُوا جَنائِزَهُمْ وَ عُودُوا مَرْضاهُمْ وَ أَدُّوا حُقُوقَهُمْ، فَإِنَّ الرَّجُلَ مِنْكُمْ إِذا وَرَعَ فى دينِهِ وَ صَدَقَ فى حَديثِهِ وَ أَدَّى الاَْمانَةَ وَ حَسَّنَ خُلْقَهُ مَعَ النّاسِ قيلَ: هذا شيعِىٌ فَيَسُرُّنى ذلِكَ. إِتَّقُوا اللّهَ وَ كُونُوا زَيْنًا وَ لا تَكُونُوا شَيْنًا، جُرُّوا إِلَيْنا كُلَّ مَوَدَّة وَ ادْفَعُوا عَنّا كُلَّ قَبيح، فَإِنَّهُ ما قيلَ فينا مِنْ حَسَن فَنَحْنُ أَهْلُهُ وَ ما قيلَ فينا مِنْ سُوء فَما نَحْنُ كَذلِكَ.»:
لَناحَقٌّ فى كِتابِ اللّهِ وَ قَرابَةٌ مِنْ رَسُولِ اللّهِ وَ تَطْهيرٌ مِنَ اللّهِ لا يَدَّعيهِ أَحَدٌ غَيْرُنا إِلاّ كَذّابٌ. أَكْثِرُوا ذِكْرَ اللّهِ وَ ذِكْرَ الْمَوْتِ وَ تِلاوَةَ الْقُرانِ وَ الصَّلاةَ عَلَى النَّبِىِّ(صلى الله عليه وآله وسلم)فَإِنَّ الصَّلاةَ عَلى رَسُولِ اللّهِ عَشْرُ حَسَنات، إِحْفَظُواما وَصَّيْتُكُمْ بِهِ وَ أَسْتَوْدِعُكُمُ اللّهَ وَ أَقْرَأُ عَلَيْكُمْ السَّلامَ.»


شما را به تقواى الهى و پارسايى در دينتان و تلاش براى خدا و راستگويى و امانتدارى درباره كسى كه شما را امين دانسته ـ نيكوكار باشد يا بدكار ـ و طول سجود و حُسنِ همسايگى سفارش میكنم.

 محمّد (صلى الله عليه وآله وسلم) براى همين آمده است،

در ميان جماعت هاى آنان نماز بخوانيد و بر سر جنازه آنها حاضر شويد و مريضانشان را عيادت كنيد و حقوقشان را ادا نماييد،

 زيرا هر يك از شما چون در دينش پارسا و در سخنش راستگو و امانتدار و خوش اخلاق با مردم باشد، گفته میشود: اين يك شيعه است، و اين كارهاست كه مرا خوشحال میسازد. تقواى الهى داشته باشيد، مايه زينت ما باشيد نه زشتى ما،

تمام دوستى های خود را به سوى ما بكشانيد و همه زشتى را از ما بگردانيد، زيرا هر خوبى كه درباره ما گفته شود ما اهل آنيم و هر بدى درباره ما گفته شود ما از آن به دوريم. در كتاب خدا براى ما حقّى و قرابتى از پيامبر خداست و خداوند ما را پاك شمرده، احدى جز ما مدّعى اين مقام نيست، مگر آن كه دروغ میگويد.

 زياد به ياد خدا باشيد و زياد ياد مرگ كنيد و زياد قرآن را تلاوت نماييد و زياد بر پيغمبر(صلى الله عليه وآله وسلم) سلام و تحيّت بفرستيد، زيرا صلوات بر پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) ده حسنه دارد. آنچه را به شما گفتم حفظ كنيد و شما را به خدا میسپارم، و سلام بر شما.

به امید اینکه در سال جدید با تمسک وتوسل به امیرالمومنین (علیه السلام) و ائمه (علیها سلام)بیشتر بتوانیم در راه خدمت به آن بزرگواران قدم برداریم و این اندک خدمت مورد قبول ایشان باشد .ان شا الله امسال عیدی همه شیعیان و دوسداران اهل بیت (علیها سلام ) مژده ظهور حضرت صاحب الزمان باشد .

گلها  همه  با  اذن  تو  برخواسته اند                  از بهر  ظهور تو خود آراسته اند

مردم همه در لحظه تحویل ، بی شک                اول فرج تو را از خدا خواسته اند


نوشته: هستی در: یکشنبه بیست و دوم اسفند 1389 |

 
ما شرمنده ایم... پيوند ثابت
ببخشید شرمنده ایم از گل روی همتون

این جوری نگاه نکنید که این وبلاگ سه تا نویسنده داره ها!

به جان شما  نباشه به جون هر ۳تامون

۲۴ساعتمون شده یه ساعت انگار

یه دانشگاه میریم میایم شب شده!

محل کارمونم که مستضعفه و کامپیوتر نداره!

باور کنید نه بی وفاییم نه قدرنشناس!

یه دعا کنید کارما سه تا هم جور شه قول درست حسابی میدیم که هم مطلب خوب بذاریم هم تند تند پست های جدید بذاریم.

این از شرمندگی شما!

آقا جون شرمنده ام درست حسابی!الان میفهمم غریبی یعنی چی!

غریبی یعنی تحمل یکی مثل من که ادعای شیعه بودن میکنه و اومده یه وبلاگ زد مثلا نشر نام اهل بیت کنه و این جوری زده زیرش...

اقا شرمنده ام.....


نوشته: زمزمه در: سه شنبه بیست و ششم مرداد 1389 |

 
تکرار بی پایان پيوند ثابت
سلام

چند روزی میشه که امتحانام تموم شده باور کنید تو این چند وقت نمیرسیدم موهام رو شونه کنم(خدا رو شکر تموم شد وگرنه کچل می شدم)!!!!!!!!

بگذریم داشتم می گفتم امتحانام تموم شد تازه بعد از تموم شدن امتحانام نشستم جزوه های پراکندمو یه جا جمع می کنم!

انقدر نوشتم و غر زدم که چرا مثل آدمیزاد از اول ترم همه رو یه جا ننوشتم  که آخر خسته شدم نمیدونستم چرا اصلا دارم این کارو می کنم من که دیگه به اینا نیازی ندارم.....

ولی بازم مثل همیشه به یه نتیجه رسیدم

ممکنه نیاز داشته باشم بهشون پس بهتره منظم باشن که بعدا در گیر نشم

ولی .......

خوب اینا یه سری مطلب درسیه که تو کتابم هم هستش پس چرا من انقدر سخت می گیرم؟؟؟؟
نه این مشکل من فقط نیست نگاه که می کنم میبینم خیلی ها تو جامعه این مشکل رو دارن

انقدر که این مسائل جزئی برای ما اهمیت داره برعکس مسائل اصلی هیچ وقت به چشممون نمیان

بیشتر مواقع هم برای همین ضربه می خوریم ولی بازم تکرار بی پایان...

واقعا چرا ما آدما این جوری هستیم.......

شاید باید دیدمون رو در مورد مسائل مهم و جزئی عوض کنیم....

مسائل مهم زندگی ما چیه؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!

 


نوشته: زمزمه در: دوشنبه سی و یکم خرداد 1389 |

 
ریحانه رسول پيوند ثابت

 

بانوى بزرگ اسلام با آن كه در جوانى به خزان گرایید، در همان دوران كوتاه، درس هاى فراوانى به پیروانش داد . یكى از این آموزه ها كه سراسر عمر پربركت فاطمه مرضیه (سلام الله علیها) یكصدا و همسو آن را فریاد می کرد، اهتمام و جدیت نسبت به دین بوده است ، مظلومیت با همه بخش هاى زندگى صدیقه طاهره پیوند خورده بود، به ویژه حوادث دوران پس از رحلت پیامبر اكرم (صلی الله علیه  آله و سلم) که همچو تندبادى بر آن ریحانه رسول وزید  و منجر به شهادت دردناك و غم آور تنها دختر نبى گردید، اما همین مظلومیت هاى پیوسته نیز همگى یك جهت را نشان مى دهد و آن سوى دین دارى و پایدارى به  دین اصیل  محمدی است .

ولادت حضرت فاطمه (سلام الله علیها) با انزواى مادربزرگوارش ازسوى زنان قریش همراه شد. آنان به دلیل ازدواج حضرت خدیجه (سلام الله علیها) با پیامبر اسلام (صلی الله علیه  آله و سلم)  با وى قطع رابطه كردند و حاضر نشدند در لحظات دشوار وضع حمل به یارى او بشتابند 

-كودكى فاطمه مرضیه (سلام الله علیها) با دوره نخست تبلیغ دین در مكه توأم گردید. مشاهده پدر كه به ضرب سنگباران زخمى شده یا شكمبه شتر بر سر و روى مباركش ریخته اند، بخشى از سهم كودكى فاطمه (سلام الله علیها) در رسالت دشوار ر سول خدا (ص) بود.

- آغاز نوجوانى آن حضرت در مدینه با جنگ هاى پى درپى علیه مسلمانان همراه شد.

-عروس خانه امیرالمؤمنین (علیه السلام ) در غیاب همسر خود كه سردار بى بدیل سپاه اسلام بود، بار سنگین كارهاى خانه و رسیدگى به فرزندان خردسال را به دوش مى كشید. داستان دستان زهراى مرضیه (سلام الله علیها) كه از چرخاندن آسیاب سنگى زخم شده بود و چادر وصله دار حضرتش كه سلمان را به گریه انداخت، همچنین ماجراى شبهاى خانه على (علیه السلام) كه فرزندان كوچكش گرسنه سر بر بالین مى گذاشتند، گوشه هایى از درد و رنج  نوعروس آسمانى اسلام است كه همگى به پاى نهال نورس اسلام و براى جان گرفتن درخت رسالت بود.

-عزاى غمبار سیدالشهدا علیه السلام كه بزرگترین مصیبت تاریخ بشر است، پیشاپیش خاندان نبوت را به استقبال خود برد.
براساس روایات معتبر، جبرئیل براى رسول خدا (ص) خبر از فرزندى آورد كه خداوند متعال به زهراى اطهر (سلام الله علیها) عطاخواهد كرد و امت ،او را به شهادت خواهند رساند.
حضرت فاطمه (س) خواست تا این تقدیر الهى تغییر یابد. اما فرشته وحى مجدداً خبر آورد كه پاداش این امر، استمرار امامت در نسل حسین علیه السلام خواهد بود. ادامه سلسله امامت یعنى به كمال رسیدن كار همه انبیاى گذشته، سخن كه بدین جا رسید حضرت فاطمه (سلام الله علیها) این بار سنگین را پذیرفت. اندوه مظلومیت حسین علیه السلام حتى پیش از ولادت، قلب و جان بانوى بزرگ اسلام را آكند و تا آخرین مراحل حیات همراه ایشان بود چنان كه در لحظات سراسر اندوه وداع آن حضرت با همسر مظلومش امیرالمؤمنین علیه السلام از آخرین وصایاى صدیقه طاهر ه این بود : كشته در كنار فرات را از یاد مبر؟؟؟

این همه اندوه فقط به پاى دین و براى حفظ اسلام اصیل محمدی بود.


- ماجراهایى كه پس از رحلت رسول خدا (ص) بر فاطمه مرضیه (سلام الله علیها) گذشت و شدت حزن و اندوه آن گرامى در آن دوران به وصف نمى آید. تعبیر خود ایشان در شعر منسوب به حضرتش این است :

مصیبت هایى بر من فروریخت كه اگر به روزها افكنده مى شد آنها را به شبهاى تاریك بدل مى نمود.


آن بانو به موجب كلام امام صادق علیه السلام، پس از درگذشت پدر، دائماً اشكبار بود و پى در پى از شدت غصه از حال مى رفت و جسم مباركش مستمراً تراشیده مى شد.

فاطمه (سلام الله علیها) اگرچه بار سنگین از دست دادن پدر غزیزش را بر دوش می کشید اما غم بزرگتر آن حضرت،  منحرف شدن دین پدرش از مسیر درست و الهی آن بود واینکه ۱۲۰۰۰۰نفر چگونه توانستند غدیر را فراموش کنند و به فرد دیگری که لیاقت نداشت امیر المومنین بگویند . آن ولى و حجت الهى به همه این اندوه ها جهت الهى داد و همه را براى تقویت دین خدا و تحكیم موقعیت وصى و جانشین رسول خدا (ص) هزینه كرد و در كمال ماتم زدگى، این چنین بود كه زهراى اطهر (سلام الله علیها) در چهره بزرگترین حامى و پیشواى مظلوم خویش ظاهر شد و سند حقانیت امیرالمؤمنین (علیه السلام) و مظلومیت آن جناب را با خون خود مهر كرد و ابدیت بخشید.  
باشد كه ما به عنوان شیعیان فاطمه زهرا (سلام الله علیها) و عزاداران مصائب او این پیام را دریابیم و به دین خدا اهتمام ورزیم و بكوشیم تا خط ولایت علوى علیه السلام را گم نكنیم.

                                                                    


نوشته: متین در: یکشنبه نوزدهم اردیبهشت 1389 |

 
بوی یاس پيوند ثابت

شاید به نظرتون این شعر بلند بیاد حق هم دارید منم وقتی داشتم می نوشتم همین حس رو داشتم ولی هر کاری کردم و هرچی با خودم کلنجار رفتم دیدم واقعا حیفه اگه یه قسمتش رو حذف کنم هم در حق شاعر ظلم کردم هم این که واقعا حق مطلب ادا نشده من که خوندم بی اختیار اشک ریختم .....

شعری که دل سنگی این آدم ماشینی رو نرم کنه ارزش خوندن داره!

پس خواهش می کنم تا آخرش رو بخونید.............

شهر پیغمبر پر از بیداد بود

آسمان لبریز از فریاد بود

نخل ها بر سینه و سر می زدند

طائران عرش پرپر می زدند

چشم جبریل امین مبهوت بود

غرق ماتم عالم لاهوت بود

کینه توزی را عجب آموختند

قلب مادر را به طفلش دوختند

آن در و دیوار گلگون گشت وای

فرق حیدر غرق در خون گشت وای

ضرب سیلی دیده ای را تار کرد

مجتبی با زهرِ آن افطار کرد

با غلاف تیغ بازویی شکست

شمر،روی سینه مولا نشست

روی مه را،جوهر نیلی زدند

دختری در کربلا سیلی زدند

دربِ بیتِ وحی را افروختند

خیمه اهل حرم را سوختند

از دل زهرا برون شد بوی عود

بوی یاس و آتش و اسپند و دود

میخِ دَر،پهلوی محسن را درید

تیر شد بر حنجر اصغر رسید

تیغ را قنفذ در عالم تاب داد

دست عباس علی در شط فتاد

بس نیام و تیغ در رقص آمدند

بوسه بر پهلو بر بازو زدند

کیست زهرا آسمانی در سجود

بوسه دستاس بر دستی کبود

عادیان،زین سو آن سو آمدند

بند بر دستان دست حق زدند

دست حق در بیعت زنجیر شد

شیر حق بین دو صد خنزیر شد

گنبد نیلی گریبان چاک زد

عصمت حق را عدو بر خاک زد

فاطمه یعنی زدن در کوچه ها

مادر را پیش چشم بچّه ها

چشم عالم لب به لب الماس شد

خاک یثرب مست بوی یاس شد

عالمی خاموش و بی مهتاب گشت

ارغوان رُخ،ماهِ عالم تاب گشت

عرش حق هم زین جفا در هوش شد

ذوالفقار مرتضی بیهوش شد

کیست زهرا یکّه یار مرتضی

هم زِرِه ،هم ذوالفقار مرتضی

آه زهرا،نعره های حیدر است

نی که دختر،مادر پیغمبر است

روضه رضوان به زیر پای اوست

سینه غم چاک،از غم های اوست

چشم عین الله گریان امشب است

بعد از این امِّ اَبیها زینب است

گفت حیدر ای تمام جان من

طفل و بازویت بلا گردان من

قامتم را ای وجدت قائمه

کَلِمینی کَلِمینی فاطمه

فاطمه چشمان خود را باز کرد

با نگه روی علی را ناز کرد

دست حیدر را گرفت آن نازنین

گفت مولا امرالمومنین

هر چه گویی من اطاعت می کنم

غم مخور خود با تو بیعت می کنم

فاطمه گردد بلا گردان تو

هستی زهرا فدای جان تو

گرچه می دانی تو نیت های من

یا علی بشنو وصیت های من

غسل دِه،من را به زیر پیرهن

صبر کن در بستن بند کفن

ای امیرالمومنینم ،بو تراب

جای من شب پیش طفلانم بخواب

جان فدایت ای پناه عالمین

جان تو،جان حسن جان حسین

یا علی پیش حسینم وقت خواب

جای زهرا کاسه ای بگذار آب

چادری پنهان درون خانه کن

جای من موهای زینب شانه کن

جان زهرایت علی جان،جای من

بوسه بر چشمان عباسم بزن

یا علی شب بر سر قبرم بمان

هَل اَتی بر کوثرت یاسین بخوان

گفت و گفت و دیدگان بر هم گذاشت

هَل اَتی را غرق در ماتم گذاشت

جاره ساز عالمی بی چاره شد

کوثر و دخّان ز قرآن پاره شد

یاس گلگون علی چون جان سپرد

نی که زهرا بل علی اوفتاد و مُرد

شاپرکهاییم و خاکستر شدیم

وای مردم وای،بی مادر شدیم

جای سیلی تا ابد بر روی ماست

تا قیامت میخ در پهلوی ماست

ردِّ خونِ سینه بر جاده است

خاک چادر،مهر هر سجاده است

آه مادر کودکانت خسته اند

چشم بر دست کبودت بسته اند

ای که عَجِّل گفتی و مرگت رسید

عَجِّلی گو تا فرج آید پدید

 

 پ.ن: شاعر:مرحوم ابوالفضل سپهر

 


نوشته: زمزمه در: جمعه دهم اردیبهشت 1389 |

 
بانو..... پيوند ثابت

سَلامُ عَلی قََََلبِ زِینَبِ الصَّبورِ و لِسانِهَا الشَکُورِ

زن مگو مرد آفرین روزگار                  زن مگو بنت الجلال اخت الوقار 

زن مگو خاک درش نقش جبین                  زن مگو دست خدا در آستین       

قلم در دست می گردد ولی تابش نیست چگونه نام آن بانو نویسد....

چه نویسد از آن بانو که جدش رسول الله "صلی الله علیه و آله و سلم"است.پدرش علی مرتضی"علیه السلام"است و مادرش فاطمه  زهرا"سلام الله علیها"و جده اش خدیجه کبری و برادرانش امامان بر حق اند.

خاندانی که خدا این گونه معرفیشان می کند:   

"اِنَّما یُرِیدُ الله لِیُذهِبَ عَنکُمُ الرِجسَ اَهلَ البَیتِ و یُطَهِرُکُم تَطهیراً "

پرورش یافته مکتب رسالت است ،رشد یافتته در دامان مادر چون فاطمه است. استاد مهرش پدر و جانش حسین است .یکتا گوهری است تربیت یافته عصمت و وحی!

زینت پدر است که به حق شایسته اوست،عقیله بنی هاشم است و عارفه و عابده وعالمه....

در بلاغت چون علی و در صبوری چون حسن

در شهامت چون حسین و در حیا چون مادر است

از کمال علم و تقوی شد عقیله نام او

هم چو زهرا از همه زن های عالم برتر است

آری.....

این ها همه وصف زینب است.هرچند وصف نخواهد که خود شمس الشموس است....

همهن زینب که در سوگ مادر پدر را تسلیت گوست و در شهادت پدر حرم را سنگ صبور.اوست که حسن را محرم و در محرم شد ستون تکیه گاه آخرش....

این زینب است با همه مهر و صبوری و شهامت و شجاعت و فصاحت و بلاغت.

این زینب است دعاگوی فرج........

الهم عجل الولیک الفرج


نوشته: زمزمه در: چهارشنبه یکم اردیبهشت 1389 |

 
نوروز مبارک... پيوند ثابت
سلام

این  آخرین حرفه...

آخرین نوشته.....

حرف برای گفتن زیاده ولی وقتی نیست....

این بدی آدم هاست که تا به آخر نرسن حرف اولشون رو نمی گن !

تا تو دردسر نباشن یاد هم نمیکنن!

و تا غمشون زیاد نشه برای خدا هم کمر خم نمیکنن!

امسالم گذشت .....

با همه ی دیر و زود کردن ها.....

سال نو رو به همه تبریک می گم و امیدوارم سال خوبی در پیش داشته باشین ولی یادتون باشه نوروز با همه ی خوبیش یه یاد آوری هم داره که یک سال دیگه هم گذشت یه سال به عمر هممون اضافه شد!

بیایید کاری نکنیم که بعدا حسرتش رو بخوریم!

امیدوارم آخرین سالی باشه که به عمر غیبت یه دونه ۱ اضافه میشه!

 

 


نوشته: زمزمه در: پنجشنبه بیست و هفتم اسفند 1388 |

 
من و فراموشی پيوند ثابت

  سلام یه سلام با یه کم ناراحتی

کاری ندارم این جا یه دنیای مجازیه

 به اینم کاری ندارم که نوشته های من خوبه یا بد

فقط به این کار دارم که بابا یادتون میاد که زمانی یه زمزمه ای بود یه چیزایی مینوشت شما هم محبت می کردین می آمدین می خوندین یه نظری میدادین

یا نه فراموش کردین؟؟؟؟
این مهم نیست.......

مهم اینه

همچین وقتایی که میرسه و یکی به خاطر این که فراموشش کردیم میاد ازمون گله میکنه سریع می گیم:

وای کار داشتم .....

وقت نداشتم.........

در گیر بودم........

ولی.................

وای از وقتی که از یکی طلب داشته باشیم از هزار تومن تا فلان میلیون تومن شب به فکرشیم روز به فکرشیم با این که هنوز پوله  نیومده دستمون کلی براش برنامه میچینیم

خودمم  همینم !

اون وقت توقع داریم همه هم به یادمون باشن!فراموشمون نکنن!

وقتی خودمون این جوری هستیم چه انتظاری از بقیه داریم؟
وای از این فراموشی هامون که همه زندگیمون رو کرده مادی و یه وقتی هم که یاد یه دوست قدیمی می کنیم و می خوایم بهش یه اس ام اس بدیم اول حساب می کنیم و بعدم فراموش!

این حرفا میشه برای گروه بالا اما گروهی که لطفشون شامل حال ما هست و نمی بینیمشون!

مثل خدا و ولی خدا!!!!!!

اونا چی که به فکر ما هستن و ما غافلیم!!!!!!

بیاین کمتر فراموش کنیم...........

 


نوشته: زمزمه در: سه شنبه هجدهم اسفند 1388 |

 
آرشيو مطالب پيشين:
 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 
No Image No Image